قبل از آنكه سياستهاي سازمان فرهنگي هنري شهرداري را درباره نحوه انتخاب كتابها و بقيه مسائل بدانيد، خواندن نظرات مسافران شهري خالي از لطف نيست.
آقاي 34 ساله ديپلمه مي‌گويد: خوب است كتاب‌ها  علمي باشند كه اطلاعات عمومي را بالا ببرند.
آقاي 15 ساله كتابها را نديده، اما مي‌گويد: من تا حالا كه ديدم سبدها خالي بوده، اما اگر داستاني باشد خوب است.


آقاي 58 ساله و ليسانس اقتصاد: طرح خوبي است به شرطي كه مردم بر ندارند.
آقاي 28 ساله: براي سرگرمي مسافرها كار خوبي است، البته آنهايي كه من ديدم كتابهاي ديني بود، اگر داستاني و تاريخي  هم باشد بهتر است.


آقاي 25 ساله، كارشناس ارشد زبان شناسي: خوب است، اگر كتابها را بيرون نبرند به نظر من  چون مخاطب عام است كتابهايي درباره فرهنگ شهرنشيني بگذارند در ضمن، نور اتوبوسها كم است و آدم در شب اذيت مي‌شود.
آقاي 30 ساله، فوق ديپلم: تا حالا چيزي نديدم ولي فكر كنم همين كار قرار بود در مترو انجام شود.
خانم 50 ساله‌اي هم مي‌گويد: معلوم است كه مردم به كتاب خواني خيلي تشويق شده‌اند، چون هيچ كدام از كتابها سر جايشان نيست!


يكي از راننده‌هاي خط راه آهن - مطهري هم با حالتي عصبي مي‌گويد: كدام سبد خانم؟ ما كه چيزي نديديم. يكي ديگر از راننده‌ها هم معتقد است: اگر به جاي كتاب، راديو بگذارند بهتر است، اين كتابها به درد نمي‌خورد، تازه، سبدهاي آن را هم براي زورآزمايي شكسته‌اند.
حميده.پ خيلي ذوق زده است و مي‌گويد : من تا به حال كتابها را نديده‌ام. فكر مي‌كنم چون مردم كتابها را مي‌برند؛ اين طرح خيلي زود شكست مي‌خورد و به همين زودي‌ها شكست مي‌خورد.


 نظرش را درباره نوع كتاب‌ها كه مي‌پرسم مي‌گويد: كتابها اصلا نبايد تخصصي باشد، بايد كتابهاي اطلاعات عمومي يا داستانهاي كوتاه كوتاه ترجمه شده باشد كه البته تنوع هم در انتخاب اين كتابها خيلي مهم است.


خانم كناري‌اش مي‌گويد: به نظر من كتابها بايد عاميانه و جذاب باشد، نمي‌دانم در كدام كشور اما در جايي خواندم كه مردم اين كار را در مترو انجام مي‌دادند با اين هدف كه من از آنچه لذت برده‌ام ديگري هم لذت ببرد آنها كتابهاي به روز و تازه چاپ شده را در مترو مي‌گذاشتند تا همه بخوانند و هر كس خوشش آمد برود و آن را بخرد البته آن طرح براي ايجاد حس همدلي بود يعني آنها فرهنگ مطالعه داشتند اما اين فرهنگ هنوز براي ما جا  نيفتاده است و ما تازه مي‌خواهيم آن را ترويج بدهيم.


 مدير كل امور كتاب و كتابخانه شهرداري درباره هدف و چگونگي اجراي اين طرح، مي‌گويد: «با توجه به اينكه وضعيت مطالعه اصلا رضايت‌بخش نيست و مشكلات عديده‌اي باعث اين وضعيت شده است و با توجه به اينكه مردم  زمان زيادي را در ترافيك از دست مي‌دهند؛ كارشناسان فرهنگي سازمان فرهنگي هنري شهرداري، اين طرح را به ما پيشنهاد دادند به اين ترتيب، تيمي از طرف رياست سازمان، با هدف ترويج و گسترش مطالعه و كتابخواني  پيگير اين كار شد و طرح به اجرا در آمد.» 


اميرحسن دهقاني در ادامه توضيح مي‌دهد كه طرح كتاب مترو كاملا جدا از اين طرح است و با طرح سبد كتاب شهر در اتوبوس‌ها فرق مي‌كند:«طرح كتاب مترو به صورت هفتگي اجرا و چاپ مي‌شود يعني شهرداري هر هفته كتابهايي را در قالب طنز و تصوير چاپ مي‌كند كه  سر فصلهاي مشخصي دارد از جمله زندگي شهري و روزمره و با قيمت بسيار پاييني مثلا 100 تومان در ايستگاههاي مترو به فروش مي‌رسد كه استقبال مردم هم تا به حال خيلي خوب بوده است. از اين كتاب هم تاكنون پنج شماره به چاپ رسيده است.»


او در ادامه، به تشريح چگونگي انتخاب اين كتابها و خطهايي كه اين طرح در آنها به اجرا درآمده است، پرداخت:«ما كتابها را طوري انتخاب كرده‌ايم كه اولا مطالب سنگين و عميق نداشته باشند و در فضاي اتوبوس بشود آن را مطالعه كرد، دوما حجم كتاب كم باشد يا بخش بخش باشد كه در يك مدت كوتاه بتوان آن را مطالعه كرد و سوماً قيمت بالايي نداشته باشد كه بتوانيم اين كار را در سطحي وسيع  عملي كنيم.

براي انتخاب اين كتابها هم يك گروه كارشناسي داريم كه هر هفته به ما يك ليست كتاب مي‌دهند  در خصوص خط‌هايي كه اين طرح در آنها اجرا مي‌شود هم بايد بگويم كه ما با 100 اتوبوس در مسيرهاي طولاني و مسيرهايي كه به مراكز فرهنگي ختم مي‌شود مثل دانشگاه‌ها شروع كرده‌ايم  و قصد داريم به مرور اين تعداد اتوبوس را گسترش بدهيم و آنها را به 1000 دستگاه برسانيم.»


اما دكترجلايي پور، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران در باره نوع و محتواي كتابهاي انتخابي عقيده دارد هيچ كس مثل مسافران ثابت بين شهري نمي‌تواند اظهار نظر كند. اومي گويد:«بهترين راه اين است كه شهرداري، بودجه‌اي را هزينه كند و از اين مسافران نظر خوهي كند.» اگر چه كه جوابها از همين حالا خيلي واضح و مشخص است.

اما نكات فراموش شده يكي از بارزترين نكاتي كه ظاهرا فراموش شده، مشكلات بسيار زياد سيستم حمل ونقل عمومي است. در واقع حجم بالاي مسافران، كمبود چشمگير اتوبوسها و كلافگي بيش از اندازه ناشي از ماندن در ترافيك تهران از عوامل مهم بي توجهي مسافران شهري به سبد كتاب شهر است. مردم غالبا تنها فرصت اين را دارند كه به نحوي سوار اتوبوس شوند و يا احيانا له نشوند.(كه اتفاقا اين مسئله در مسيرهاي پر رفت و آمدي صورت مي‌گيرد كه سبد كتاب شهر در آن در حال اجراست)


دكتر حميدرضا جلايي‌پور اگر چه اين طرح را بسيار مثبت ارزيابي مي‌كند، اما عقيده دارد از تجربياتي كه كشورهاي ديگر در اين زمينه دارند بايد استفاده كرد، براي چگونگي نگهداري كتابها و يا حتي نحوه انتخاب آنها تا اين طرح شكست نخورد. وي همچنين اعتقاد دارد ممكن است حتي تا 10سال مردم اين كتابها را نخوانند يا ببرند اما كم كم به يك واقعيت فرهنگي تبديل خواهد شد.


شايد اگر سازمان فرهنگي هنري شهرداري اول براي اين كار فرهنگ سازي مي‌كرد و از طريق تلويزيون و راديو اين طرح را تبليغ مي‌كرد يا از متخصصان زبده در اين باره تحقيق مي‌كرد، وضعيت بهتري پيش مي‌آمد؛ شايد اگر ما به آزمون و خطا اعتماد نمي‌كرديم، راههاي مطمئن تري را پيش مي‌گرفتيم هرچند كه تا همين قسمت كار هم جاي خسته نباشيد دارد.


 

نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 4:19 موضوع | لینک ثابت